عظيم عظيم پور

195

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

براى بررسى بيشتر در مورد دنيا ، نكوهش آن ، ملامت دنياطلبان ، سرانجام انسان‌هاى دنياپرست ، ديدگاه انسان‌هاى خردمند نسبت به دنيا ، عوامل فريبايى دنيا و رابطه انسان و دنيا و . . . مىتوانيد به تصنيف نهج‌البلاغه ، تأليف لبيب بيضون صفحه 883 الى 904 مراجعه نماييد . و علاوه بر آنچه كه در اين مجموعه آمده است نيز مىتوانيد به خطبه‌هاى : 74 ، 82 ، 132 ، 139 ، 193 ، 230 و . . . مراجعه نماييد . و به نامه‌هاى : 3 ، 17 ، 22 ، 31 ، 32 ، 33 ، 39 ، 43 ، 48 و . . . مراجعه كنيد . و به حكمت‌هاى : 103 : 119 ، 191 ، 236 ، 303 ، 367 ، 415 و . . . مراجعه كنيد . حكومت از ديدگاه على ( ع ) مفهوم حكومت در سخنان على ( ع ) يكى از مسائلى كه حضرت على ( ع ) در نهج‌البلاغه بر روى آن تأكيد فراوان دارد ، مسئلهء حكومت و رهبرى در جامعه است . حكومتى كه على ( ع ) بر بناى آن اهمّيت مىدهد ، غير از آن چيزى است كه در فرهنگ متداول جهان كهن و جهان امروز معنا شده است . حكومت از نظر على ( ع ) معنايى بسيار و الا دارد . حكومت از نظر اين پيشواى الهى ، فرمانروايى و سلطه نيست ، تحكّم و برخوردارى از امتيازات زندگى و مزاياى مادّى نيست . حاكم در فرهنگ نهج‌البلاغه بر خلاف تعبيرات رايج در عربى ، نه سلطان است كه از بُعد سلطه‌گرى ، كسى غير از او حق دخالت در شؤون و امور مردم را نداشته باشد و نه مَلِك است كه مردم يا سرنوشت آنها را تملك كرده باشد . در نهج‌البلاغه و كلمات ارزندهء امام ( ع ) از حاكم جامعهء اسلامى هرگز به عنوان مَلِك يا سلطان سخنى به ميان نيامده است ، بلكه تعبيراتى از قبيل : امام به معناى پيشوا و رهبر ، والى امّت يا رعيّت كه امور مردم را به عهده دارد و با آنها پيوسته است و ولىّامر كه متصدى حكومت است و براى اين تصدى هيچ امتيازى در نظر گرفته نشده است و متصدى امور مردم از نظر على ( ع ) همانند ساير اعضاى جامعه است و هيچ امتيازى را طلب و توقع نمىكند و در عمل نيز از لحاظ وضع زندگى و بهره‌منديهاى مادّى از هيچ گونه مزيّتى نسبت به ديگران